๑۩۞۩๑غوغای عشق بازان!معجزه خاموش۩.๑۩۞۩๑
*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡๑سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوز
اون روز رو خوب یادمه ,یادمه که گفتی بر میگردی گفتی که ده روزه دیگه بر میگردی درست که روزهاش هفته بود هفته برام ماه شد ماه هم سال شد. درست که روزها شب بود شباش هم هر کدوم قرنی بود . ولی هر چی بود تموم شد .امروز شب دهم . امشب فکر نکنم صبح بشه اصلا صبحی هست که صبح بشه اصلا خورشیدی هست که طلوع کنه. میترسم میترسم که امشب صبح بشه و خورشید هم طلوع کنه و باز تو نیایی میترسم از اون روز دهمی که تو بر نگردی و باز روزها هفته بشن هفته برام ماه بشه ماه هم برام سالی بشه و دوباره روزها برام شب بشه و شبها هر کدوم قرنی بشن ! دیگه نمیخوام چشم انتظار باشم . دیگه نمیخوام شهره آفاق باشم تو نبودی ببینی چی بروزم اومد. درست که سخت بود ولی قشنگ بود قشنگ بود چون بخاطر تو بود و چون انتظار کشیدن بخاطر تو بود قشنگ بود میترسم میترسم که صبح بشه و بازتو نیایی گاهی خواب میدیدم گاهی حس میکردم که واقعیت گاهی هم حسرت میخوردم که چرا خیالی نمیدونم هیچی نمیدونم یادم میاد اون روز و کنار ساحل روی شنها با هم قدم میزدیم دستم تو دستت بود اگر هوا طوفانی نمیشد تا ابد کنار ساحل با هم قدم میزدیم یادت میاد که در سکوت محض با هم حرف می زدیم .یادت میاد تموم حرفهای قشنگ رو توی اون سکوت بهم گفتیم؟ یادت میاد فقط صدای موج دریابوداینگاری موج دریا هم باساحل داشت عشقبازی میکرد یادت میاد...
حالا
دیدی چرا میگم زندگی مثه مار و پله میمونه ٬ نمیدونم چند بار تا حالا توی
زندگی مار نیشت زده ولی امیدواره هربار که نیشت زد دوباره تاس رو انداخته
باشی. میدونم که جا نزدی. میدونی اگر مار نبود نردبون معنا نداشت .
امیدوارم زندگیت همیشه پر از نردبون باشه و خودت هم نردبون باشی برای
دیگران. این رو هم بدون تعداد دفعاتی که میتونی تاس رو بندازی محدوده چون
همه میخوان که توی این بازی شرکت کنن. پس بگو یا علی و دوباره تاس رو بنداز عشق زمانی است که نتوانی به چیزی جز او فکر کنی. خدايـا مرا ببـخش اگر مـاهی قلبـم بر خـلاف جريـان رود توست . مرا ببـخش اگر شـادابم و جـسور اگر بی عقلـم و عاشـق. خدايـا مرا ببـخش مرا ببخش اگر متـرسک باغچه ی قلبـم، ايمانم را پرواز داده است و اگر تو رادر ميـان خوشـه های قلبـم پنهـان ساخته ام. مرا ببخش اگر اينـگونه ام. خدايـا مرا ببـخش او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند گناهی بر آنان نیست مقصر منم. سر راهم سبز شدند و آسان بردندش گناهی بر آنان نیست مقصر منم. کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده مقصر منم. او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم... در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش. سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است آری مقصر منم. مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه ي خويش مي برم ، تا كه در آن نقطه ي درو شستشويش دهم از رنگ گناه شستشويش دهم از لكه ي عشق زين همه خواهش بي جا و تباه مي برم تا زتو دورش سازم ز تو ، اي جلوه ي اميد محال مي برم زنده به گورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال ناله مي لرزد ، مي رقصد اشك آه ، بگذار كه بگريزم من از تو ، اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به كه بپرهيزم من بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله ي آه شدم ، صد فسوس
عاقبت بند سفر پايم بست مي روم ، خنده به لب ، خونين دل مي روم ، از دل من دست بردار اي اميد عبث بي حاصل

تعجب نکن آره اینها همش رویای منه همونایی که حسرتشو میخوردم که چرا خیالیه...



متین و مانا باشید " آرش حمیدی www.arashhamidi.blogfa.com

عشق زمانی است که دستش را در دست داری و آغاز آشنایی تان را به یاد نمیاوری.
عشق زمانی است که هر وقت خبر جالب یا غم انگیزی می شنوی به اولین کسی که دوست داری بگویی ، اوست .
عشق زمانی است که اگر شرایط فراهم نشد چند وقتی او را ببینی ، احساس بیماری و کسالت کنی .
عشق زمانی است که وسایلی را که دوست دارد بلافاصله برایش می خری، فقط چون می دانی وقتی ان را به او می دهی به تو لبخند می زند.
عشق زمانی است که تو رضایت او را به رضایت خودت ترجیح دهی.
عشق زمانی است که او لباسهای زیبایش را فقط به خاطر تو بپوشد .
عشق زمانی است که هر وقت از موضوعی نگران است ، به او ارامش دهی.
عشق زمانی است که حتی وقتی در مهمانی جای زیادی برای نشستن هست درکنار تو بنشیند.
عشق زمانی است که بعد از انکه از او جدا شدی ، دیگران را با او مقایسه کنی و همه ی انها را در مقابل او کوچک ببینی .
عشق زمانی است که " زندگی " می کنی
عشق زمانی است که به اوج می رسی











