๑۩۞۩๑غوغای عشق بازان!معجزه خاموش۩.๑۩۞۩๑
*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡๑سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوز
آخه هنوز دلش از جنس سنگه ، هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه چطور دلش میاد از پا بیافتم ، بهش نازک تر از گل هم نگفتم باور ندارم منو تنها می زاره ، دلم واسش یه ذره شده اما دیگه نیست لعنت به تو ای دست سرد روزگار، حالا فقط من موندم و این چشای خیس هر چی به من بگی همون می شم ، فقط بازم بیا تو دستمو بگیر ای این دل صبور و بی کس من ، اون نمی یاد دیگه پیشت بهونه نگیر حالا من موندم و همین دو تا چشم گریون ، موندم تو این کوچه ها آسو پاسو حیرون حالا من موندم و تو و شب بی ستاره ، من و تو و خاطره های با اشکامون می باره خدا ازت می خوام یادش نیافتم ، چه حرفایی که از عشقم شنفتم خدا اگه نمی شنوه صدامو ، بهش بگو دلیل گریه هامو اونی که گفته بود عاشق ترینه ، حتی خیانتش به دل می شینه عشق اول مهربونم سرتو بذار رو شونم عشق اول مهربونم چتر موهات سایه بونم عشق اول نازنینم دستتو بذار تو دستام عشق اول بهترینم بوی تو داره نفس هام عشق اول عشق آخر اگه امشب در کنارم تو رو دارم پس چرا چشم انتظارم عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره نکنه تنهام بذاری بشه قلبم پاره پاره نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم نکنه هرگز ندونی که تو رو من می پرستم نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو نکنه هرگز نخونم شعرغمگین چشاتو اگه من حتی ندونم اسمتو ای مهربونم اگه تو حتی ندونی از منم نام و نشونی عشق اول مهربونم سرتو بذار رو شونم عشق اول مهربونم چتر موهات سایه بونم عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره نکنه تنهام بذاری بشه قلبم پاره پاره عزیزم ... دوست دارم . یکي بود و يکي نبود، اوني که بود تو بودي و اوني که نبود من بودم ! گيرم بازم بيادو از عاشقي بخوني /گيرم تا دنيا دنياست بخواي پيشم بموني /روز غمم نبودي خوشيت با ديگرون بود /منو به کي فروختي؟ اون از ما بهترون بود؟/ مياي بيا ولي حيف،حيف ديگه خيلي ديره/ حالا که خاطراتت يکي يکي ميميره/ کي گفته بود که تنهام وقتي تو رو ندارم /بازم ميگم بدوني منم خدايي دارم /برگشتي اما انگار تو باختي توي بازي /غرورتم شکستم به چيت داري مي نازي؟ چند وقت بود ندیده بودمش؟ چند وقت بود نگاهش نکرده بودم؟ ازم دور شده بود و من هنوز دوستش داشتم داشت گریه می کرد سعی کردم بخندونمش به همون شیوه ی ابلهانه ی همیشگی اما اون بزرگتر از این بود که با این چرندیات بخنده! آره ، اون بزرگ شده بود ، " عاقل" شده بود ، می فهمید! داشت گریه می کرد می دونم واسه چی واسه یکی که دوستش داشت و اون دوستش نداشت! دلم می خواست بهش بگم:حالا درد منو می فهمی؟ چقدر حقیر شده بود کیو دوست داشت؟ یه عوضی رو؟ چقدر حقیر بزرگ شده بود یادمه یه روزی بود که کوچولو بود اما متعالی یادمه یه روزی بود که به هرچیز احمقانه ای می خندید اما معنی غم رو می فهمید! اما حالا... به هیچی نمی خنده! حتی به اون کلمه ای که من بهش می گفتم! حتی به من! اما نمی دونه غم چیه اما نمی دونه دوست داشتن چیه " عاشق شدن " چیه! آخ که چقدر دلم می خواد هنوزم دستاشو بگیرم تو دستم و اون بخنده اون قهقهه بزنه تا با صداش شیطان بمیره اما حالا شیطان قهقهه می زنه و اون مرده گریه نکن مهربونم اگه تو دلت می خواد بزرگ باشی من هنوز دلم می خواد کوچولو باشم تا صدای خنده های تو رو بشنوم! اگه تو دلت می خواد عاشق یکی باشی که دیگران تاییدت کنن من دلم می خواد تورو دوست داشته باشم که از عالم و آدم سرکوفت بشنوم منم گریه کردم هزار برابر بیشتر از این اشکای بهاری تو که چند لحظه بعد از بین می رن! اما تو ندیدی اونم نمی بینه که تو داری گریه می کنی! می دونم یه روز دوباره برمی گردی به خودم! بر می گردی و همون دوستت دارم ها رو می گی! می دونم یه روز بر می گردی! هنوزم رازدارت منم!!!


![]()
![]()

يکي داشت و يکي نداشت، اوني که داشت تو بودي اوني که تو رو نداشت من بودم !
يکي خواست و يکي نخواست، اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست، من بودم !
يکي آورد و يکي نياورد، اوني که آورد تو بودي و اوني که که جز تو به هيچ کس ايمان نياورد من بودم !
يکي بود و يکي نبود، اوني که بود تو بودي اوني که دل به تو باخت من بودم !
يکي گفت و يکي نگفت، اوني که گفت تو بودي و اوني که دوست دارم رو به هيچ کس جز تو نگفت من بودم !
يکي ماند و يکي نماند، اوني که ماند تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم !
يکي رفت و يکي نرفت، اوني که رفت تو بودي و اوني که به خاطر تو، تو قلب هيچ کس نرفت من بودم !
يکي رسيد و يکي نرسيد، اوني که رسيد تو بودي و اوني که مثل کلاغ ها، هنوز به مقصد نرسيده منم ...! ! !







