๑۩۞۩๑غوغای عشق بازان!معجزه خاموش۩.๑۩۞۩๑
*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡๑سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوز
رفتم چون دوستت داشتم
باز
هم غم غربت و تنهایی را احساس کردن سخت است.خیلی غمناک است که
بازهم در عین ناباوری دستهایت تنها بماند, قلبت بی صدا بشکند و
سخت آنکه وقت رفتن نتوانی بگویی خدا حافظ و فقط با حسرت به امید
دیداری دوباره کوله بار ببندی.
عزیزم
نه این بار تو مقصر نبودی , تقصیر من هم نبود.
بی دلیل , اما روزگار دیگر عاشق ها را نمی خواهد.اگر چنین نیست پس
چرا دوباره تنها شدم.
وقتی سفر کردم چشم های بارانی ام را فقط با خود بردم.وقتی ورق
ورق خاطرات کهنه دل را نگاه می کنم از خود می پرسم چرا تقدیر من
اینچنین بود؟
چرا بازهم حسرت شروع شد؟
انگار انتظار و حسرت سایه های من هستند.
نه عزیزم
من به یاد ندارم بد بوده باشی یا حتی لحظه ای دلم را شکسته باشی
ولی من جواب همه خوبی هایت را با سفرم دادم.
با صدای بلند به فرشته های سفید آسمانت می گویم تقصیر من نبود
این روزگار پلید بود که اینگونه می خواست.نمی دانم شاید با خود
اندیشیده باشی که من سنگ بودم که از دوریت آب نشدم, اما وقتی
بهار پرستوها در بلندای خانه ات دوباره باز آمدند خواهم گفتشان
که بگویند رفتم چون دوستت داشتم.
نه عزیزم
نمک دان شکن نیستم,هرگز فراموش نخواهم کرد که مثل شمع در شبهای
تاریکم سوختی و آب شدی و امید را دردلم زنده نگه داشتی... منی که
شاید اگر تو نبودی خیلی پیش از این ها فاتحه زندگی ام را خودم
برای خودم خوانده بودم.
عزیزم
از خدا می خواهم یکی مثل خودت_ فرشته گونه_ تو را امید دهد.
تنهایت گذاشتم ولی قلبم هیچگاه تنها نیست یادت برایم همیشه شیرین
است.
باور کن دیگر گریه هم نمی تواند این درد را تسکین دهد
شاید دیگر هیچ گاه تو را نبینم ولی همیشه به یادت و به نامت
روزهای سخت تنهایی را پشت سر می گذارم.
خلوتگاه من دفتر و قلم است.
در خلوت من همیشه حکم اول را داری.
برای دنیایم خورشید بی غروبی که گرمایت سردی بی کسی ام را از بین
می برد.
مهربانم
بی شک خود می دانی دلیل رفتنم چه بود...
بارها برایت گفتن از اینکه برایم زیادی و برایت ناچیز هستم.
تو آنقدر روح وسیعی داری که من حیفم آمد آن را در زنجیره محدودیت
های خودم زندانی کنم.
خود می دانی یکی مثل من در دنیای از محدودیت ها گام بر می دارد ,
در دنیای از...
دیگر توان گفتن ندارم...
این یاد داشت برای توست... فقط برای تو
نمی دانم شاید هیچگاه نخوانیش اما ...
فقط باور کن
به خودت قسم
رفتم چون دوستت داشتم




